![]() |
![]() |
|
| تو این وبلاگ فقط سه چیز معنا داره: رفاقت،صداقت ، عشق |
|
امروز چهارشنبه است. بعد از یه هفته کار و تلاش و درس خوندن(!!!!!!) دارم میرم یه کم استراحت کنم. ولی هنوز کسی جواب سوالم رو نداده. پس من تا کی باید منتظر جواب باشم؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط حمید رضا |
|
|
با عرض سلام دوستان و هم دانشگاهیان عزیز لطفا در این وبلاگ به هیچ وجه حرفی از فیزیک و ریاضی و از این جور چرندیات نیارید که اصلا حوصلش رو ندارم . ممنون
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 آذر1384ساعت 9:0 بعد از ظهر توسط حمید رضا |
|
|
برد ۱-۰ پرسپولیس مقابل پاس رو به همه ی هوادارای این تیم محبوب تبریک میگم اینم چندتا عکس با حال واسه پرسپولیسی ها که حسابی حال کنن!!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 آذر1384ساعت 8:52 بعد از ظهر توسط حمید رضا |
|
|
سلام امروز بعد از یک هفته خلاصه فرصت کردم یه سری به وبلاگم بزنم و یه سر و سامونی بهش بدم. واقعا هفته ی پر فراز و نشیبی بود!!! یه هفته پر از حوادث( البته برای من!!!) . ولی واقعا تو این مدتی که تو دانشگاه بودم یه چیز برام خیلی عجیب بود و همیشه برام سوال بود!! نمی دونم همه جا اینجوریه یا فقط دانشگاه ما. ولی این واسه من همیشه یه سواله: چرا تو دانشگاه هر کس به آدم یه جور خاصی نگاه میکنه؟ مثلا یکی به تو به چشم یه آدم ساده نگاه میکنه و دیگری تو رو خیلی مرموز میدونه!!! اگه خدای نکرده خدای نکرده به یه دختر تو دانشگاه سلام کنی یکی میگه : دیدی چه قدر با ادب بود و اون یکی میگه: این پسره چه قدر سوسوله و از این حرفها!!!! اگه بخوای خودتو همه جا تو جمع قرار بدی میگن این یارو نخود هر آشی میشه!!! و اگه کنار بکشی میگن گوشه گیره!! و ..... واقعا ادم می مونه که کدوم گروه راست میگن. اگه حرف همشون راسته پس ما باید مثل آفتاب پرست هی رنگ عوض کنیم و اگر نه پس کدوم گروه راست میگن؟ بچه ها !تو رو خدا کمکم کنید. جواب این سوال برای من خیلی مهمه!!! اونقدر که داره کم کم منو دچار دوگانگی شخصیت میکنه. اگه لطف کنید و یه راهنمایی به من برسونید ممنون میشم. منتظر جواباتون هستم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 آذر1384ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط حمید رضا |
|
|
اگه دوست دارید جدیدترین و قشنگ ترین آهنگها رو به صورت MP3 دانلود کنید، روی لینک زیر کلیک کنید:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 آذر1384ساعت 12:14 بعد از ظهر توسط حمید رضا |
|
|
برای اینکه این وبلاگ هم از بی مزگی دربیاد و یه کم قیافه وبلاگ بگیره، یه چند تا عکس با حال میذارم توی اون تا بلکه به هوای دیدن اونها هم که شده ، گاهی وقتها یه سری بهش بزنید.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 آذر1384ساعت 11:7 قبل از ظهر توسط حمید رضا |
|
|
امروز بر خلاف دیروز خیلی سرحالم. غصه های امتحانو کنارگذاشتم و تصمیم گرفتم که دیگه واقعا درس بخونم. تازه فهمیدم که با درس نخوندن و کلاس دودر کردن نمیشه به جایی رسید.
باید تلاش کرد.یه تلاش بی وقفه برای جبران عقب موندگیهای گذشته. دیگه فهمیدم که اگه این چهار سال سختی رو تحمل کنم و با جدیت و پشتکار بچسبم به درس، اونوقت یه عمر راحت خواهم بود. فهمیدم که آیندمو هیچکس جز خودم نمی تونه رقم بزنه. پس به افتخار خودم و این تصمیمای مهمی که گرفتم، امروز کلاس زبان رو دو در کردم و اومدم سایت تا یه کم به وبلاگم برسم. خب دیگه... چیکار میشه کرد؟ از قدیم گفتن: نرود میخ آهنی در سنگ ای خدا!!! ما کی میخوایم آدم بشیم؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 آذر1384ساعت 10:57 قبل از ظهر توسط حمید رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بی تو هرگز!! just for you
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
سرگرمی و screen saver سایت باشگاه پرسپولیس موزیک BMW |
|
RSS
|