تبليغاتX
چرند پرند
تو این وبلاگ فقط سه چیز معنا داره: رفاقت،صداقت ، عشق

یعنی میشه ما دانشجوهای عمران هم یه روز از این جور برجهای خفن و با حال بسازیم؟

به نظر من میشه، البته اگر ریاضی یک رو بتونیم پاس کنیم!!!! 

هی..... روزگار!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 9:15 بعد از ظهر  توسط حمید رضا | 

وای چه قدر حالش گرفته شد وقتی که نمرشو بهش گفتم. از قیافش معلوم بود که اصلا انتظار این نمره رو نداشته!!!!  چنان ناراحت شده بود که داشت اشک منم در میاورد. ظاهرا در عین ناراحتی عصبانی هم بود . چون می گفت میرم اعتراض میکنم و ... .  البته بهش حق میدادم . واقعا حقش خیلی بیشتر از اینا بود.

حالا خدا کنه اعتراضش باعث افزایش نمرش بشه!!! چون اینجا معمولا اعتراضا باعث کاهش نمره میشه. اونم با این استادای حل تمرین سخت گیر که از ۰۰۰۰۰۱/۰ نمره هم نمیگذرن. آخه یکی نیست بگه : بابا مگه نمره به جونتون بستست که این قدر سخت میگیرین؟ بابا ما دانشجوها هم دل داریم!!! ماهم آدمیم!! اینقدر با خسیس بازیهاتون حال ما رو نگیرید. همینه که ما مجبور می شیم بریم خودکشی کنیم دیگه!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط حمید رضا | 
 امیدوارم با دیدنش کمی ناراحتی حاصل از امتحان را از یاد ببرم. آخه الان اون تنها کسیه که میتونه به من کمک کنه و یه کم روحیه بهم بده. البته وضع خودش هم بهتر از من نیست. ولی به هر حال وقتی با هم هستیم، راحت تر میشه مشکلات رو حل کرد. شاید با هم بودن باعث تسکین هردوتامون بشه!!!!!  

می دونی اون کیه؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 9:12 بعد از ظهر  توسط حمید رضا | 
امروز اولین روزیست که مطالبم را تو وبلاگ قرار میدم. عجب روز مزخرفیه. از اول صبح ضدحالها شروع شد.آخه امروز نمرات ریاضی ۱ رو تو board دانشکده ریاضی زده بودند. واقعا افتضاح بود. گند زده بودم. ۱۱ از ۳۵ . آخه اینم شد نمره؟؟؟ اگه به همین روش ادامه بدم، قطعا ریاضی۱ رو میفتم.

واقعا نمی دونم چکار باید کنم! چه جوری خبر این گندی رو که زدم به خانواده بدم؟ آبروم میره. بابا آخه ناسلامتی من دانشجوی دانشگاه شریف هستم. همه رو من یه حساب دیگه ای میکنند. بیچاره ها!!!

البته همه اش تقصیر من نیست!!! سوالها هم واقعا سخت بود. در ضمن تو تصحیح هم خیلی سخت گیری کرده بودند. راستش وقتی سوالای امتحان رو به یکی از بچه های دانشگاه امیر کبیر نشان دادم کف کرد و از سختی سوالات زبانش بند اومد. باور نمی کرد که اینا سوالای امتحان میان ترم ما باشه!!!

خب دیگه! اینم از شانس ماست. قدیمی ها راست میگویند که:

هرکه بامش بیش، برفش بیشتر

و یا میگن:

هرکه طاووس خواهد، جور هندوستان کشد

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط حمید رضا |